تبليغاتX
دستان سرد

«زبان آتش»؛ تصنیفی از استاد شجریان در اعتراض به کشتار مردم ایران

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتش‌بار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

 

 تصنیفی را که می‌توانید در آدرس‌های زیر دانلود کنید، استاد محمدرضا شجریان به تازگی در اعتراض به کشتار مردم ایران اجرا کرده است.

به گزارش موج سبز آزادی، این تصنیف که تنها از طریق اینترنت منتشر می‌شود، در ژانر موسیقی برای صلح ساخته شده، آهنگ آن به محمدرضا شجریان و شعرش به فریدون مشیری تعلق دارد و تولید موسیقی زمینه و تنظیم آن نیز توسط مجید درخشانی انجام شده است.

 دانلود آهنگ با کیفیت عالی (کلیک کنید: 12 مگابایت)


دانلود آهنگ با کیفیت خوب (کلیک کنید: 8 مگابایت)


دانلود آهنگ با کیفیت متوسط (کلیک کنید: 3 مگابایت)

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 شهریور1388ساعت 21:51  توسط محمد صبا  . مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فرمول "اعتراف" خيلي ساده است؛ متهم را با فشار و شکنجه های جسمی و روحی به نقطه شکست یا تسلیم می رسانند. در نقطه تسلیم ، متهم که دیگر طاقت تحمل فشارها را ندارد برای نجات خود حاضر به همکاری با بازجویان و شکنجه گران است. از آن به بعد متهم هر آنچه را که از او میخواهند میگوید تا از "مخمصه" خلاص شود. طبیعی است مورد تهدید است که اگر چیزی بر خلاف خواسته ی آنان بگوید برمی گردد به همانجا که قبلا بود. طبق این فرمول حرفهایی که متهمان می گویند حرفهای خودشان نیست حرفهایی است که "باید" بزنند تا از تنگنای فشار آزاد شوند.

نکته جالب اینجاست که در ایران ، تمام کسانی که چنین اعترافاتی کرده اند ( و تعدادشان زیاد بوده و از گروههای متنوعی بوده اند) بعد از آزادی تمام اعترافات خود را در همین راستا دانسته و همه ی آن را تکذیب کرده اند. برای شنیدن تکذیبیه ی تمامی اعتراف کنندگان کنونی باید کمی حوصله کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 21:45  توسط محمد صبا  . مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اين روزها وقتي اخبار را مي خوانم بغض گلويم را مي فشارد. بهت زده مي شوم از اين همه جنايت . هر روز جنازه اي به خانواد ه اي تحويل داده مي شود، خانواده اي که طي چهل روز گذشته در گرماي سوزان تابستان هر روزه در مقابل زندان منتظر ميمانده و به خود اميد مي داده اند که فرزندشان در انفرادي است و هر بلايي سرش بياورند لااقل زنده است!
از خود ميپرسم آيا اين جنايتکاران و بازجويان و شکنجه گران ، فرزند ندارند؟ خانواده ندارند؟ مورد سوال قرار نمیگیرند که: پدر! برادر!  در اطلاعات يا در زندان چه کارهايي ميکني؟!  مثلا دختر آن بازجوی جنایتکار از او نمي پرسد که: بابا تو هم جزو شکنجه گرها هستي ؟
آيا اين بازجوها و شکنجه گران بي مروت وقتي به چشمان فرزندان خود نگاه مي کنند از وجود کثيف خودشان شرم نمي کنند؟
از خودم می پرسم که آیا ممکن است که "انسان" با باتوم بر مغز دیگران بکوبد؟ کدام بیماری روانی است که آدمی را به چنان ورطه ای میکشاند؟

واقعا در عجبم از اين جنايتکاران. يعني تاريخ را نخوانده اند؟ واقعا فکر مي کنند اين جنايتها فراموش شدني است؟ واقعا خيال مي کنند که مي توانند با بگير و ببند و تهديد جنايتهايشان را لاپوشاني کنند؟ گمان مي کنند که خونهاي ريخته شده و جانهاي ستانده را مي توانند به بايگاني تاريخ بسپارند؟ زهي خيال باطل! خونهاي ريخته شده ي جوانان رعناي ايران گريبان آقايان را خواهد گرفت و متاسفانه تاريخ پر از خشونت ما باز هم تکرار خواهد شد. آرزو میکنم گذار ما به دموکراسی گذاری پر از انتقام نباشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 23:59  توسط محمد صبا  . مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ماکياول صريحا مي گفت خط مشي زندگي شاه دروغ و حيله است و شاه فوق تمام قيود و الزامات مردم عادي است. او توصيه مي کرد: هميشه در پي سود خويش باش، جز خويشتن هيچ کس را محترم مدار، بدي کن اما چنان وانمود که نيکي مي کني، حريص باش و هر چه را مي تواني تصاحب کن، خشن و درنده خوي باش، به قول و وعده خود عمل نکن، چون فرصت به دست آوردي ديگران بفريب، در رفتار با مردم به زور و حيله توسل جوي و نه مهرباني، و همه مساعي خود را بر جنگ متمرکز ساز. ماکياول براي مذهب مقام والاي قائل بود اما  ارزش مذهب را فقط از جنبه خدمتي مي دانست که به عنوان يک ابزار مؤثر براي تسهيل و تکميل هدفهاي دولت انجام دهد.
فرمانروا اگر حقيقتا داراي صفات خوب (دلسوزي، وفاداري، عطوفت، اعتقاد به مذهب، درستکاري) باشد و به آنها عمل کند به ضررش تمام خواهد شد در حالي که تظاهر به داشتن اينگونه صفات برايش سودآور است پس او بايد فن تظاهر به داشتن اين صفات را کاملا بداند. او بايد کاملا مراقب باشد که حرفي مغاير با پنج صفت ذکر شده بر زبانش نگذرد مخصوصا تظاهر به داشتن مذهب از هر ظاهرسازي ديگري مهم تر است زيرا مردم به چشم قضاوت مي کنند.
از نظر ماکياول حاکم بايد از ميان جانداران شير و روباه را به عنوان سرمشق برگزيند تا حيله گري روباه را با صولت و درنده خويي شير توأم سازد و آنان که فقط به سان شير عمل مي کنند ابله اند... .

ابوالقاسم طاهري، تاريخ عقايد سياسي، صفحات 122-140

به نظر شما این خصوصیات با کدام حکومت کنونی در دنیا مطابقت دارد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 17:48  توسط محمد صبا  . مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

همانطور که در یادداشت قبلی نوشته بودم معتقدم یکی از بزرگترین مشکلات اصلاح طلبان نداشتن رسانه فراگیر است. اصلاح طلبان باید هر چه زودتر در پی ایجاد یک رسانه باشند. این کار شدنی است. مهم این است که اشخاص مورد اعتماد اصلاح طلبان هر چه سریع تر دست به اجرایی کردن این ایده بزنند. فعالان اصلاح طلب ! آقای موسوی! آقای کروبی! آقای سازگارا! آقای افخمی! آقای مخملباف! آقایان اصلاح طلب! وقت را از دست ندهید. از همین امروز دست به کار شوید . بسم الله!

در حال حاضر ایجاد یک شبکه ماهواره ای با پشتوانه رادیو و سایت اینترنتی (برای اینکه فراگیرباشد) شدنی است. در قدمهای بعدی هم باید آن را فراگیرتر کرد. رسانه سبز ایران میتواند بودجه خود را در قدم اول از کمکهای مردم تامین کند (میدانم که ایرانیان در همه جای دنیا آماده کمک کردن در این زمینه هستند) . در آینده هم این رسانه میتواند در صورت ضرورت بودجه خود را از طریق تبلیغات تامین کند.

+ نوشته شده در  جمعه 19 تیر1388ساعت 22:43  توسط محمد صبا  . مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این روزها باز به نتیجه ای می رسیم که در چند سال گذشته مکررا به آن رسیده ایم و آن اینکه اصلاح طلبان به علت اینکه رسانه ای ندارند که بتوانند با مردم ارتباط وسیع برقرار کنند متاسفانه موفق نخواهند شد.
در این ایام به شکست کشاندن حرکت اصلاحی توسط صدا و سیمای دروغ را شاهد هستیم. اکثر مردم ایران به شبکه های تلویزیونی بیطرف و اینترنت دسترسی ندارند و خیلی از آنها اهل مطالعه روزنامه و کتاب نیستند و در واقع تک منبعی هستند و تنها یک منبع (صدا و سیمای ضد ملی) اطلاعات را به ذهن آنها سرازیر می کند .از مردمی که از صبح تا شام اطلاعات دروغ و جعلی 8-9 شبکه در مغزشان می رود نمیتوان توقع داشت که از اصلاح طلبان حمایت کنند. رسانه ای که کارش عوام فریبی و عوام سازی است خیالش راحت است که رقیبی ندارد و محصول بنجلش را به راحتی به مردم تحمیل میکند و اکثر مردم هم به ناچار به همین محصول قانعند.
اگر اصلاح طلبان همه کارهای خود را وانهند و در فکر تاسیس یک شبکه تلویزیونی (تاکید میکنم تلویزیونی و نه ماهواره ای) باشند که مقر آن هم البته در ایران نباشد ( که به چشم بر هم زدنی توسط امثال مرتضوی بسته شود) کار نادرستی نکرده اند و اگر موفق به انجام این کار شوند خیلی زود میتوانند محصول این سرمایه گذاری را برداشت کنند. یک شبکه تلویزیونی خبری تحلیلی حرفه ای (مشابه بی بی سی فارسی یا قوی تر از آن) با گرایش اصلاحات اجتماعی(سیاسی فرهنگی و دینی) که پشتوانه هنری و فکری قدرتمندی خواهد داشت به راحتی میتواند همه رشته های صدا و سیما را پنبه کند و فضای لازم را در جامعه برای تسریع روند اصلاحات اجتماعی ایجاد کند. این شبکه تلویزیونی باید به صورت ماهواره ای پخش شود و دارای سایت اینترنتی و رادیو هم باشد.
امیدوارم چنین امکانی از نظر فنی به وجود آید. در غیر این صورت باید عمر نوح داشت و صبر ایوب تا به مقصود رسیدن حرکت بسیار کند اصلاحات در ایران را به نظاره نشست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 12:54  توسط محمد صبا  . مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin