ادامه:
صنعت مقدس(؟!) خودروی کشور به بهانه حمایت از صنعت داخلی و اشتغال و ... پدر مردم را درآورده و در حال برباد دادن سرمایههای کشور است (سالانه میلیاردها دلار صرف واردات بنزین و دود کردن درآمدهای کشور در محصولات بنزینخور و نه بنزینسوز خودروسازان وطنی میشود ) . راه توجیه ناتوانیها و بیلیاقتیهایشان را هم خوب یاد گرفتهاند. اینکه چون عدهای در صنعت خودرو شاغلند آیا می تواند بهانه خوبی برای ضایع کردن حق و حقوق میلیونها نفر از مردم باشد؟ بقیه نقاط دنیا که چنین صنعت مضحکی را برای خود دست و پا نکردهاند چه میکنند؟ هر روز دو دستی بر سر خود میکوبند؟
در تمام دنیا ، اتومیبل ( آن هم از نوع مدرن ، پیشرفته و کممصرفش ) ارزان است و بنزین گران . چرا ما باید همیشه وارونه عمل کنیم؟ چون منافع چند شرکت ایجاب میکند؟؟
طرفه اینکه از مفت بودن بنزین هم بیشترین نصیب را خودرو سازان بردهاند نه مردم .
چرا فقط مردم باید مورد بازخواست قرار گیرند؟؟؟ حمل و نقل عمومی را چه کسی باید ایجاد میکرد و نکرد؟ مردم؟؟؟ سیستم عقب افتاده کنونی حمل و نقل عمومی را که کارش اتلاف وقت مردم و له کردن روح و روان آنهاست چه کسی به سبک هشتصد سال پیش مدیریت میکند؟ مردم؟؟؟
در تمام دنیا ، اتومیبل ارزان است و بنزین گران . چرا ما باید همیشه وارونه عمل کنیم؟ چون منافع چند شرکت ایجاب میکند؟؟
عوامل زیر باعث مصرف بی رویه بنزین در کشور شده است :
۱. پر مصرف بودن اتومبیل های موجود ( مؤثرترین عامل )
۲. سیستم حمل و نقل عمومی بسیار عقب افتاده و ضعیف (که تخصص اصلیاش اتلاف عمر جماعت ایرانی است که وقتشان حلبی هم نیست)
۳. استفاده مردم از خودروهای شخصی. اما توجه داشته باشید که تعداد اتومبیل در ایران نسبت به بسیاری از کشورها بسیار کم است. در ایران نسبت تعداد اتومبیل به تعداد مردم حدود ۱۰درصد و در آمریکا ۸۰ درصد است. این عامل ( بر خلاف ادعای مسئولان) ، عامل اصلی مصرف بیرویه بنزین در ایران نیست و خود ، معلول عامل دوم ( ضعف حمل و نقل عمومی ) است. سهمیهبندی بنزین معطوف به این عامل است و دو عامل مهمتر را نادیده گرفته است.
۴. عقب مانده بودن سیستمهای اداری که مردم را مجبور میکند برای انجام امور خود به ادارات مراجعه کنند.
مشکل بنزین در ایران حل نخواهد شد مگر اینکه چند کار صورت گیرد:
اول : تولید و وارد کردن اتومبیلهای کم مصرف (تعرفه واردات باید کاهش یابد تا خودروهای مدرن وارد شود و بازار خودروی کشور از انحصار موجود خارج شود) .
دوم : بهبود مدیریت حمل و نقل عمومی موجود و علمی کردن مدیریت آن ( بر این مورد خیلی تاکید دارم . برای اتوبوسرانی یکی از شهرها برنامهای نوشتم که کارایی اتوبوسرانی را تا ۳۰درصد افزایش میداد که رقم ۳۰درصد رقم بسیار بالایی است . ضعف مدیریت اتوبوسرانی داخل شهری و بین شهری آنقدر واضح است که نیازی به هیچ توضیح اضافی ندارد ) .
سوم : افزایش کمیت در ناوگان حمل و نقل عمومی.
چهارم : انجام امور به صورت الکترونیکی
پنجم : گران شدن بنزین.
تا وقتی که موارد اول تا چهارم انجام نشده هر کاری ناقص است. سهمیهبندی بنزین هم فقط به عنوان اقدامی مقطعی و از سر ناچاری قابل قبول است . گازسوز کردن خودروها هم اقدام مضحکی است. امروز گاز فراوان داریم و فردا حتما میخواهند گاز را هم سهمیهبندی کنند!
یک نکته جالب: مصرف بنزین پیکان (طبق آنچه من شنیدهام و خوشبختانه ندیدهام! ) از ۱۲ لیتر در ۱۰۰کیلومتر تا ۲۵ لیتر!!! در ۱۰۰ کیلومتر است. طبق شنیدههای اخیر من از یکی از دوستان که یک مدل خودروی هوندا به ایران آورده این خورو در هر ۱۰۰کیلومتر ، ۳ لیتر بنزین مصرف میکند! دقت کنید اتومبیل هوندا اتومبیلی است بسیار مدرن ، پر قدرت و پر سرعت و پیشرفتهترین سیستمها در آن به کار گرفته شده است. به نظر شما ۲۵ ، چند برابر ۳ است؟
یک سؤال : اگر به جای اتومبیلهای موجود در ایران، اتومبیلهای کم مصرف ( با مصرفی به اندازه نصف یا یک سوم خودروهای موجود) وجود داشت ، مقدار مصرف سالانه بنزین در کشور چه مقدار کاهش مییافت در آن صورت آیا نیازی به سهمیهبندی وجود داشت؟!
یک تلنگر: صنعت! خودروی ایران یک تجارت پرسود در لوای نام صنعت است. در هیچ جای دنیا سود ۲۰۰ درصدی!!!!! برای خودروسازان وجود ندارد. به نظر شما وقتی قیمت تمام شده پراید دو و نیم میلیون تومان است و آن را به قیمت هفت و نیم میفروشند این صنعت است؟؟؟ تجارت است؟؟؟ مافیاست ؟؟؟ گول مالی سر مردم است؟؟؟ چیست؟؟
یک آرزوی دست نیافتنی: کسانی که این همه سال پیکان و بقیه اتومبیلهای پرمصرف و خطرناک را تولید کردهاند به دلیل هدر دادن منابع ملی و خالی کردن جیب مردم و به خطر انداختن جان آنها ، عادلانه در دادگاه محکوم شوند.
یک حکایت حسرت انگیز : جنرال موتورز ( بزرگترین شرکت خودروسازی دنیا ) بر اساس طرحی كه تا 20 فوريه ۲۰۰۶ انجام گرفت ، خودروهای خود را با اقساط 60 ماهه و بدون سود به خريداران واگذار کرد . علاوه بر اين طرح ، در برنامه ديگری نيز اين شركت به خريداران به ازای خريد هر دستگاه خودرو 500 دلار هديه نقدي!!! پرداخت میكند . (برگرفته از سایت الف ، ۲۶بهمن ۸۵ ) . مقایسه کنید با شرایط فروش خودروسازان عزیز ایرانی.
تاکید آخرم این است : مادام که حمل و نقل عمومی از این وضع اسفبار خارج نشود مشکل حل نخواهد شد. شعار من این است : حمل و نقل عمومی ، حمل و نقل عمومی ، حمل و نقل عمومی ، ...
و به نظرم مسئولان کشور باید هر روز صبح ۱۰۰بار با خودشان بگویند : حمل و نقل عمومی، حمل و نقل عمومی ، حمل و نقل عمومی ... .
نظر شما(273نظر)