تبليغاتX
دستان سرد - من هستم

دوستان عزیز
من هستم . جایی نرفتم . هرگونه خداحافظی و رفتن رو به طرز فجیعی تکذیب می‌کنم. من از ۲۴ ساعت شبانه‌روز نزدیک ۸-۷ ساعت به اینترنت وصلم ( حالا ۸-۷ ساعت نباشه ، نیم ساعت که هست). به زودی قراره که از ساعت ۸صبح تا ۲۴ بلکه ۲۵ یکسره آن‌لاین باشم. همواره به وبلاگهای دوستان عزیزم سر می‌زنم ؛ بعضی وقتها کامنت میذارم گاهی گل تقدیم می‌کنم و گاهی بدون اینکه ردپایی بذارم اون ضربدر گوشه سمت راست رو می‌زنم.

اما شعار من گوشه بالای وبلاگم هست :
« سعی می‌کنم چیزی بنویسم که ... »
اما راستش این تمام فلسفه کم نوشتن من نیست. من خیلی چیزها رو میخوام بنویسم اما نمی‌نویسم. به «آغاز (اولین یادداشت وبلاگ) » نگاه کنید . اگه حوصله ندارید یه خورده‌شو اینجا میارم:

« شک نکنید من برای اینکه بتونم مثل یک آدم معمولی زندگی کنم شدیدا عقاید خودم رو سانسور می‌کنم. این وبلاگ، نوشته‌های من پس از گذر از «ف-ی.ـ ل تــ.ر»  خودسانسوریه . اگر روزی جامعه آزادی داشته باشیم ـ که [هیچگاه]نخواهد آمد ـ من بدون خودسانسوری خواهم نوشت.»

در اون صورت روزی یک مطلب برای وبلاگم می‌نوشتم.

چون این یادداشت ارزش خوندن ندارهنظراتش رو غیر فعال کردم که توی همون پایینی پیام بذارید .

هستما .می‌تونید امتحان کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 16:37  توسط محمد صبا  . مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin