اینم یه مطلب مفید و کاربردی برای دوستان:
بعضی از ما اصلا مشکلات و مسائلی را که در اطرافمان وجود دارد یا حتی خودمان گرفتار آن هستیم نمیبینیم! بعضی دیگر وقتی متوجه مشکلی میشویم ماتم میگیریم و بعضی هم وقتی مسئلهای برایمان مطرح میشود به این فکر میکنیم که باید چه کرد.
در منطقیترین حالت ، برای چیره شدن بر مشکلات باید 6مرحله را طی کنیم:
تعریف مسئله یا مشکل
در این مرحله ما متوجه وجود مسئلهای شدهایم. مثال: متوجه میشویم که مصرف بنزین در کشور بالاست و هزینههای کلانی برای تامین بنزین مورد نیاز پرداخت میشود.
ایجاد راهحلها
در این مرحله باید فهرستی از راهحلهای ممکن در نظر گرفته شود. ممکن است چند راهحل کاملا متفاوت وجود داشته باشد. نکته مهم این است که راهحلها باید دقیقا معطوف به مسئله مورد نظر باشد. ممکن است راهحلهایی که درباره موضوعی ارائه میشود در واقع تلاش برای پاک کردن صورت مسئله باشد. مثال : افرادی که تسهیل ازدواج را برای حل مشکلات جنسی جامعه پیشنهاد میکنند راه حلشان معطوف به مشکل مذکور نیست معطوف به مسایل دیگری است.
ارزیابی تمامی راهحلها
احتمالهای ممکن برای هر راهحل ارزیابی میشود و راهحلهایی که غیر قابل قبول و نامناسب باشد کنار گذاشته میشود.
تصمیم گیری و انتخاب یکی از راه حلها
مناسبترین راهحل یا راهحلها انتخاب میشود.
اجرای تصمیم
راه انتخاب شده به دقت اجرا میشود.
ارزیابی نتایج و بررسی باز خوردها
بعد از اجرای راهحل انتخاب شده ، نتایج آن مورد بررسی قرار میگیرد و ضمن مقایسه نتایج با انتظاراتی که پیشبینی کرده بودیم اشکالات یا نقاط ضعف راهحل اجرا شده مشخص میشود. در این مرحله ممکن است نیاز به جایگزینی راهحل دیگری باشد یا اینکه اصلاح راهحل کافی باشد.
مدل گفته شده ، مدل کلاسیک حل مسئله است که به دلیل محدودیتهای عقلانی، احساسی و اطلاعاتی افراد ، معمولا در عمل اتفاق نمیافتد و افراد لزوما بهترین راه را انتخاب نمیکنند بلکه در بیشتر مواقع اولین راهی را که به نظرشان میرسد انتخاب میکنند . در واقع افراد راهی را انتخاب میکنند که باعث رضایت درونی آنها شود.
-------------------------------------------
منبع:
مبانی سازمان و مدیریت، طاهره فیضی
نظر شما