تبليغاتX
دستان سرد - داستانهای مجله ما
داستانهای مجله ما   

از اينجا شروع کنم که من مدير اجرايي يکي از مجلات هستم. يک مدير مسئول خوش اخلاق داريم که از کار مجله اي چندان سر درنمي آورد و پدر مجله را درآورده . يک سردبير مهربان و هميشه گشاده رو  داريم که ده پانزده سال سابقه مطبوعاتي دارد و اصلا هم اهل نزاع و درگيري و جر و بحث با مدیر مسئول نيست و خارج از دنياي مجله کوچک ما نويسنده شناخته شده‌اي است. يک طراح داريم که خيلي خيلي پسر ناز و دوست داشتني اما بسيار بدقول است (مثل اکثر طراحان و البته هنرمندان).
مثل اينکه داره طولاني ميشه بقيه‌اش باشه براي بعد.
ضمنا در یکی از خطهای نوشته بالا دچار خود سانسوری شدم.

پيام هاي ديگران ( 1 نظر )

+ نوشته شده در  2007/4/27ساعت 11:48 AM  توسط محمد صبا  . مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin