تبليغاتX
دستان سرد - آنكه گفت آري و آنكه گفت نه - احمد زيدآبادي (شهروند امروز)

 

آنكه گفت آري و آنكه گفت نه - احمد زيدآبادي (شهروند امروز) 

برخي دوستان مي‌پرسند چرا به آقاي خاتمي ‌توصيه كردي كه ترديد را كنار بگذارد و وارد گود انتخابات نشود، اما همين توصيه را به آقاي كروبي نمي‌كني؟

پيش از پاسخ به اين پرسش، تشريح يك مساله مهم گريزناپذير است.

مساله اين است كه در برابر انتخابات رياست جمهوري سال آينده دو رويكرد عمده در بين فعالان سياسي وجود دارد.

رويكرد نخست بر اين تحليل استوار است كه جامعه ايراني به دلايل مختلف، دچار تنگناها و بن‌بست‌هايي شده است كه گذر از آنها فقط با راه يافتن يك رئيس‌جمهور عاقل يا اصلاح‌طلب يا حتي نابغه به كاخ رياست جمهوري از طريق يك انتخابات عادي امكانپذير نيست. طبق اين تحليل، اگر رئيس‌جمهور آينده بخواهد در جهت درست حركت كند، نيازمند تكيه كردن بر يك جنبش اجتماعي بزرگ است تا هم تحركي به وضع رخوت‌آلود توده مردم دهد و هم به پشتوانه حمايت فعال آن جنبش، در جهت عملي كردن برنامه‌هاي خود با كانون‌هاي متكثر قدرت به تعامل هدفمند، موثر و مقتدرانه مبادرت ورزد.

به گمان نگارنده، اين رويكرد منطقي‌ترين و شايد تنها راه تاثيرگذاري بر سرنوشت جامعه از طريق انتخابات رياست جمهوري است و عبدالله نوري نيز بهترين كانديداي چنين سناريويي است.

رويكرد دوم اما به انتخابات رياست جمهوري به مثابه يك حركت عادي و معمول براي وارد شدن چهره‌اي از جناح اصلاح‌طلب به دفتر رياست جمهوري مي‌نگرد و انتظار خاصي هم از رئيس‌جمهور منتخب ندارد، جز اينكه مديران موجه‌تري بر سر كارها بگمارد و بكوشد تا از طريق تعامل انفعالي با نهادهاي ديگر، نظر مثبت آنها را نسبت به اصلاح برخي امور حاشيه‌اي جلب كند.

از نظر نگارنده، اين رويكرد، به دلايل مختلف گرهي از كار فروبسته جامعه ما نمي‌گشايد و حتي ارزش آزمون را هم ندارد.

با اين  همه، اين رويكرد نيز مانند رويكرد نخست از نوعي منطق دروني و انسجام برخوردار است و افرادي مي‌توانند با تمسك به آن برخي از اقشار خاص اجتماعي را به سمت خود جلب كنند.

با اين توضيحات اكنون مي‌توان اين پرسش را طرح كرد كه آقاي خاتمي ‌و نيز دوستاني كه از جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب بر حضور ايشان در انتخابات اصرار دارند، كداميك از دو رويكرد فوق را دنبال مي‌كنند؟

مروري بر اظهارنظرهاي اين دسته از دوستان نشان مي‌دهد كه گرچه هر يك از آنها بنا به موقعيت، گاهي از يكي از اين دو رويكرد جانبداري مي‌كنند اما در تحليل نهايي حاضر به پذيرش هيچكدام از آنها نيستند، بلكه تلفيقي از هر دو رويكرد را ترجيح مي‌دهند.

در واقع همين رويكرد تلفيقي، عدم انسجام تحليلي براي اين دسته از دوستان به بار آورده و اين نكته را نيز جامعه به خوبي دريافته است.

از اين جهت، دوستان ما در جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب براي دستيابي به يك انسجام تحليلي ابتدا بايد تكليف خود را با دو رويكرد فوق تعيين كنند.

آيا آنها در پي تبديل انتخابات به يك جنبش فراگير اجتماعي و استفاده از اين جنبش در مراحل بعد هستند؟ اگر هستند، منش و روش آقاي خاتمي ‌چه نسبتي با اين رويكرد دارد؟

اما اگر دوستان محترم رويكرد دوم را دنبال مي‌كنند و در پي فرستادن چهره‌اي نزديك به خود به دفتر رياست جمهوري براي تعامل همسويانه با ساير نهادها به منظور استفاده از بخش ناچيزي از قدرت‌اند، آيا آقاي خاتمي‌روحيه چنين كاري را بيشتر دارد يا آقاي كروبي؟

در اينجا مي‌توان پاسخ پرسش ابتداي مطلب را هم به شرح زير داد:

به آقاي خاتمي ‌مي‌توان توصيه كرد كه در انتخابات شركت نكند چرا كه نه روحيه هدايت و رهبري يك جنبش اجتماعي را دارد و نه به تعامل همسويانه با نهادهاي قدرت از طريق جلب اعتماد آنها رضايت مي‌دهد، اعتمادي كه ظاهرا جز از طريق تكرار مواضع ايدئولوژيك آنها ميسر نيست.

آقاي كروبي اما گر چه باوري به رويكرد نخست ندارد و از همين جهت نمي‌تواند كانديداي مورد علاقه نگارنده باشد، اما در چارچوب رويكرد دوم، رفتارش منسجم است و صدر و ذيل ادعاهايش با هم مي‌خواند.

از اين رو، به آقاي كروبي كه به اندكي قانع است و احتمال دارد كه در صورت پيروزي در انتخابات به آن اندك هم دست يابد، نمي‌توان توصيه كرد كه كانديداي رياست جمهوري نشود، اما به آقاي خاتمي‌كه رفتارش بين دو رويكرد متعارض در نوسان است و اين خود، عوارض منفي هر دو رويكرد فوق را بر او تحميل مي‌كند بي آنكه امكان استفاده از جنبه‌هاي مثبت آنها را داشته باشد، مي‌توان توصيه به عدم شركت كرد.

در واقع تعارض نهفته در رويكرد حاميان جدي آقاي خاتمي‌در برابر انتخابات، در جاي خود مي‌تواند سبب ريزش آراي وي نسبت به دوره‌هاي قبل در صورت حضور ايشان در انتخابات نيز بشود.

براي جلوگيري از اين ريزش، حاميان آقاي خاتمي‌قاعدتا سعي خواهند كرد كه انگيزش‌هاي عاطفي را جانشين استدلال‌هاي منطقي كنند، امري كه اين بار بعيد است به خوبي جواب دهد يا با واكنش عصبي مانع طرح برخي پرسش‌هاي سخت از سوي منتقدان شوند، چيزي كه متاسفانه نشانه‌هايي از آن بروز كرده است.

افزون بر اين، اين تصور كه آقاي خاتمي‌ تنها كانديداي جناح اصلاح‌طلب است كه مي‌تواند آقاي احمدي‌نژاد را شكست دهد، واقع‌بينانه به نظر نمي‌رسد.

حتي اگر همه جناح اصولگرا پشت آقاي احمدي‌نژاد قرار گيرد، امري كه بعيد به نظر مي‌رسد، احتمالا آقاي كروبي نسبت به آقاي خاتمي ‌رقيب جدي‌تري براي وي خواهد بود.

آقاي خاتمي ‌ماخوذ به حيا و در چالش با ديگران مداراجوست و از همين‌رو، در فضاي غير روشنفكرانه كنوني، بعيد است حريف رفتارهاي عوام‌پسند رقيب شود، اما آقاي كروبي در اين موارد محدوديتي ندارد و با تكيه بر حافظه قوي خود مي‌تواند در يك گفت‌وگوي رويارو طرف مقابل خود را از اعتبار بياندازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 11:44  توسط محمد صبا  . مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin